خانمهای همسایه ساکن کوچه رشید۲۸ محله قدس، در حسینیه حضرت رقیه (س) برای اولینبار با هم آشنا شدند و این آشنایی در خدمت و کمک به افراد گرفتار و نیازمند محله به دوستی عمیقی تبدیل شده است.
امین و مورداعتمادبودن از خصلتهای همسایه بلوک ۳ است؛ کسی که همسایهها وقت سفر، کلید خانهشان را به او میسپارند تا در نبودشان گل و گیاهشان را آبیاری کند و مراقب خانه و زندگیشان باشد.
همسایهها در خیابان پایداری۴ همهجوره هوای یکدیگر را دارند. اگر کسی بدون نان بماند، چندین همسایه برایش نان میفرستند؛ از بچههای یکدیگر نگهداری میکنند و برای هم آش پشتپا میپزند.
در دل مجتمع محمدیه زنانی زندگی میکنند که با وجود دشواریهای زندگی، دست از مهربانی نکشیدهاند؛ همسایههایی که همدلاند، همراهاند و بیهیاهو و ستونهای محله خود شدهاند.
رفاقتشان از مسجد حضرتمحمد (ص) آغاز شد و حالا پانزدهسال است کنار هم زندگی کردهاند و دیگر فقط همسایه نیستند؛ با هم خرید میروند، گاهی تفریح میکنند و اگر یکیشان مشکلی داشته باشد، دو نفر دیگر بیدرنگ خودشان را به او میرسانند.
خیابان شهیدبابانظر ۶ جایی است که همسایهها دستکم هفتهای دو بار یکدیگر را میبینند و روزهای شنبه برای فراهمکردن مقدمات یک دورهمی مؤمنانه به وسعت صدنفر و یکشنبهها برای بهثمررساندن نیتهایی از جنس امید و حاجت.
مسجد قدیمی خیابان شافعی در محله نوده پاتوقی برای دیدار همسایههای قدیمی است؛ همسایههایی که در سختیها و مشکلات کنار هم هستند و به همسایگی با هم افتخار میکنند.
در محله آقامصطفی خمینی هرکسی گوشهای از کار را میگیرد؛ یکی بساط آشپزی مراسم را میچیند و یکی کلاس قرآن برگزار میکند. همین فعالیتهای ساده و خودجوش، پیوند دلها را محکم کرده است.
قدیم رسمهای خوب زیاد بود. مثلاً هرکس برای افطار چیزی درست میکرد و تا جایی که وسعش میرسید به همسایهها میداد. به این کاسههای افطار در اصطلاح «کاسه همسایگی» میگفتند.
محمدعلی خطیب درباره شکلگیری باغ گلها میگوید؛ وقتی دیدیم درختان درحال خشکشدن هستند، شروع به کاشت آنها در قسمتهای مختلف پارک کردیم. همان درختها جرقهای شد برای احداث باغ زیبای گلها که یکی از جاذبههای زیبای شهر مشهد است
همسایهها برای بردن سالخوردگان به زیارت امامرضا(ع) بانی میشوند. پیداکردن این خادمان سخت نیست؛ بهویژه اگر از اهالی مسجد ولیعصر (عج) در میثم شمالی۴ جویایشان شوی.
سمیه موسوی بهدلیل شکستدادن بیماری سرطان و انجام کارهای فرهنگی، الگوی خیلی از اهالی خیابان شاهد ۱۰ به حساب میآید. اما خودش میگوید: وقت مریضیام همسایهها مدام به من سر میزدند و روحیه میدادند.
سیدحسن آزرده تعریف میکند: از اطراف چهاربرج آمدند دنبالم تا درختهایشان را پیوند بزنم. سه روز و هر روز نصف روز وقت گذاشتم و در پایان وقتی مبلغ دستمزد را خواستند و گفتم صلواتی است، تعجب کردند.
بانوان ساکن کوچه سلمان علاوهبر فعالیتهای مسجد زینالعابدین(ع)، در پایگاه بسیج طیبه هم همکاری میکنند و همین مشارکت در اجرای برنامهها باعث شده صمیمیت بیشتری داشته باشند.
داستان همسایگی و رفاقتشان به زمانی برمیگردد که آبادانی هنوز به این نقطه نرسیده بود اما آنها کمر همت بسته بودند برای رشد محله خود. آنها با راهاندازی جلسه قرآن خانگی، فرصت دورهمی بیشتر همسایهها را فراهم کردند.
مجید حبیب، محمدجواد ریاضی و رضا مهدیزاده، از کودکی با یکدیگر همسایه بودند؛ حالا هم که هرکدام ازدواج کردهاند و زن و زندگی دارند، درکنار هم کارهای فرهنگی محلهشان را به دست گرفتهاند.
کوچه مهرمادر ۲۵، همانند نامش به مهر و همدلی همسایههای قدیمی و همدلی زبانزد است. همسایههایی که عمر آشناییشان از یک دهه عبور کرده است. آنها درست مثل اعضای یک خانواده و حتی شاید نزدیکتر، با هم نشست و برخاست دارند.
ساکنان این کوچه سالهاست کنار هم زندگی میکنند، اما آنچه رابطهشان را از یک همزیستی ساده فراتر برده، همسایگی با مسجد امامهادی (ع) است؛ مسجدی که به باور اهالی، برکت محله است و باعث شده سنتهای خوب همسایهداری در آن زنده بماند.
اینکه پیرمرد چطور توانسته ۲۰سال در این دکه زندگی کند برای من جای سوال است، دکهای که حتی جایی برای درازکشیدن هم ندارد. محمدناصر میگوید: وقت خوابیدن پاهایم را جمع میکنم و تابستانها درِ دکه را باز میگذارم.
همسایههای کوچه شهیدباغبان۶ همراه و همدل در برنامههای خیریه مانند جمعوجور کردن جهیزیه و برگزاری مراسم عروسی برای زوجهای کمبضاعت، کنار هم هستند و بهخاطر همین ویژگی است که پایبند اینجا شدهاند.