هنوز همسایههای قدیمی تهپلمحله حال هم را میپرسند و مانند قدیم در جریان اوضاع زندگی هم قرار میگیرند. در بولوار رضوان همسایهها بیشتر از اینکه به خانه هم بروند، در روضههای خانگی از احوال هم باخبر میشوند.
برای همسایههای کوچه رسالت ۶۴.۱، به فکرهمبودن و از حال هم خبرگرفتن، بخشی از زندگی روزمره است. حال همسایههای مهربان این کوچه، وقتی خوب است که بدانند غمی در دل دیگری خانه نکرده است.
همسایههای کوچه شهیدصادقی۱۱ یکدیگر را «خواهر» صدا میزنند و هر کاری از دستشان برآید برای هم انجام میدهند. بیشتر آنها هرروز برای نماز ظهر به مسجد امام جواد (ع) محله میروند.
کوچه شهیدمؤمن۱۰ یکی از معابر قدیمی و پرجمعیت محله مصطفیخمینی است؛ جایی که بیشتر ساکنانش دستکم سیسال است کنار هم زندگی میکنند. اهالی اینجا مثل یک خانوادهاند؛ در سختیها هوای هم را دارند.
همسایههای ساده و صمیمی مسجد چهاردهمعصوم (ع) که اغلب از نمازگزاران همیشگی آن هستند، در شکوفایی این مکان، همت و تلاش خود را به کار بردند. بخش زیادی از صفا و صمیمیت بین همسایههای این کوچه بهخاطر خاطرات مشترک مسجد است.
این خانه برخلاف تصور دربست نیست. دو طبقه است؛ طبقه بالا برای مستأجر و طبقه همکف برای سکونت آقای طالبی و خانوادهاش. دغدغه این خانواده، مسئله جمعیت است، از این رو خانهشان را به پرجمعیتها اجاره میدهند.
برپایی روضههای خانگی در کوچههای باریک اطراف حرم از گذشته وجود داشته و همچنان برقرار است. حتی زمانی که کوچههای باریک جای خود را به خیابانهای وسیع دادند، باز هم مردم نشانی آن خانههای قدیمی را گم نکردند.
بناشدن مسجد الزهرا (س) را حافظه تاریخی اهالی محله امیریه به یاد دارد؛ از زمانی که چند تکه فرش، محل عبادت عدهای میشد تا روزهایی که اهالی دست به دست هم دادند تا در همان فضای ساده، یک مسجد زیبا بنا کنند.
همسایههای خیابان جلال آل احمد ۶۰ در محله شهید رضوی کافی است بفهمند گرهی به کار آشنا یا حتی غریبهای افتاده؛ آن وقت است که آستینهای همت را بالا میزنند.
در کوچه همت۱۲ سه کاسب سالهاست رسم مردمداری را با نسیهدادن زنده نگه داشته و نشان دادهاند که هنوز هم میتوان روی دستهای گرم همسایه حساب کرد. در این کوچه، مردم نهفقط درکنار هم، بلکه همراه هم زندگی میکنند.
همسایههای کوچه «چهاردهمعصوم۳۱» آنقدر همراه و خونگرم بودند که جای تمام نداشتهها را پر میکردند و کمبودها، کسی را آزار نمیداد. انبوه ساختوسازها در راه و رسم این همسایههای خوشنام تغییری ایجاد نکرده است.
حدود بیستسال پیش معصومه محترمی کلاسهای آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن را در خانهاش برپا کرد. همین جلسات بهانهای برای دورهمیهای همسایهها شد که از آن زمان تاکنون ادامه دارد و موجب گرهگشای از همسایهها شده است.
همسایهها درکوچه سبحان۱۷ اگر یک روز از حال هم بیخبر باشند، نگران هم میشوند. دوره قرآن و صندوق قرضالحسنهای که همسایهها راهاندازی کردهاند، بستری شده تا بیشتر از حال یکدیگر باخبر باشند.
اهالی محله آبکوه روزگار گذشته را اینطور روایت میکنند: یک خانه ۲ هزار متری بود و تعداد زیادی همخانه، هنگام غروب مردها فرشها را در صحن حیاط پهن میکردند تا سفره همه پهن شود، هر کس هر غذایی داشت میآورد.
همسایههای خیابان شهیدفلاحی۵۰ چندان با هم غریبه نیستند. قدیمیها بهواسطه آشنایی دیرینه و تازهواردها بهواسطه جلسات مهدویت حسینآقای پارسامنش با یکدیگر سلاموعلیک دارند.
داشتن همسایههایی همدل و همراه نعمت کمی نیست. در کوچه جلال آلاحمد ۶۹ هنوز هستند همسایههایی که هوای هم را دارندو به وقت غم و شادی کنار هم هستند و دلشان به بودن هم قرص است.
در میان اهالی دریادل حتی غیرمشهدیها هم احساس غربت و دلتنگی نمیکنند؛ یکی مسئول چای روضهها، یکی پیگیر مشکلات کوچک و بزرگ همسایههاست و یکی هم با ماشینش شده است کارراهانداز مردم.
اگر سراغ بانوان کوچه شهید دهنوی۱۶ را بگیری، ردشان را میتوانی در مسجد ائمه اطهار (ع) پیدا کنی. جایی که نهفقط محل عبادت، بلکه بستری است برای کنار هم بودن، دوستی، یادگیری و ساختن محلهای بهتر.
بیش از سه دهه همدلی و محبت، روابطشان را آن قدر نزدیک کرده است که عضوی از خانواده همدیگر شدهاند. از حال و روز هم خبر میگیرند، با هم سفر میروند و در تلخ و شیرینهای روزگار، یکدیگر را تنها نمیگذارند.
در خیابان گلبرگ جنوبی۱۲، سه همسایه هستند که به دوستیها و همسایگیهای قدیم پایبندند. آنها از حال یکدیگر باخبرند و اگر خدایناکرده مشکلی برای یکی پیش بیاید، بهدنبال راه چاره میگردند.