مرضیه قانع هممحلهای است که عطر نذریپزانش صبح شهادت حضرت رضا (ع) تا چند کوچه آنطرفتر را خوشبو میکند. او هرسال نذر دیگچه دارد و پختش را از مادرش آموخته است.
کمکیرفتن، از آن دست سنتهای قدیمی و بینظیری است که جز مشهد، در کمتر شهری نشانی از آن دیده میشود؛ دلیلش هم البته مشخص است؛ این سنت ارتباط مستقیمی با حرم حضرت رضا (ع) و عرض ارادت عزاداری دارد.
سه سال پیش ابتکاری به ذهن هاجر سلیمی نمین رسید. بانویی که هنرش را در مسیر عشق و ارادتش به امامحسین(ع) بکار گرفته و حتی روضههایی که پیش از این در خانهاش برگزار میکرد، حالا در استودیو هنریاش میگیرد.
بزرگ هیئت فاطمیون، حاج آقای علیایی بود که با پسرانش در روز ولادت امام زمان (عج) در سال ۸۶ هیئت را برپا کرد و از آنجا که دوستان خوبی بودند و روش دعوت آنها به هیئت جذاب بود، او هم هیئتی شد.
امیرعرب شاید آخرین علامتساز شهر باشد، تنها کسی که عَلَمها و علامتهایش در مشهد روی دوش میرود؛ کسی که دانشگاهرفته است و خانواده تحصیلکردهای هم دارد.
حاج علیاصغر ذاکر از دهسالگی پای دیگهای شله بوده و اصول اولیه و پایه پخت آن را از برادرش یاد گرفته است. بعدها هم بهطور تجربی، خودش نکاتی را به آن اضافه کرده که نتیجهاش شده شلههایی پرطرفدار که برایش سر و دست میشکنند.
یک شب قبل حرکت کاروان، با انصراف یکی از مسافران، فاطمه صمدی طلبیده شد. شبانه بار سفر بست و در میان بهت و حیرت خانواده در این سفر، توشه آخرتش را هم برداشت.
بعد از خواندن دعا، حاجآقا طباطبایی که از اهالی محلهمان هم هستند برای برگزاری نماز جماعت میآیند. پس از آن در مورد مهارتهای زندگی سخنرانی میکنند و در پایان جلسه زیارت عاشورا خوانده میشود.
مسجد صاحبالزمان (عج) در این محله قدیمی، صدسال است میزبان عزاداری مردم محله است، مردمی که تا سالهای سال به نام هیئت امامحسین (ع) در این محل گرد هم میآمدهاند.
سیداحمدحسینی موسپیدکرده مجالس امامحسین(ع) و خودش سالها هیئتدار بوده است. میگوید: همه مراسم هیئت در خانه خودم برگزار میشد اما ازآنجاکه خانه خیلی قدیمی است،مناسب حضور هیئت بزرگ نیست.
مراسم شاهحسینگویان مربوط به هیئت منتظران بقیهالله (عج) متعلق به آذربایجانیهای مقیم مشهد است. در این مراسم سوگواران در دهه اول محرم شمشیر به دست، فاصله خیابان امام رضا (ع) ۲۸ تا حرم مطهر را میپیمایند.
حمید فرشچیان قدیمی بازار پرچمدوزهاست که بیش از ۲۵ سال به عشق امام حسین (ع) دل به هنر داده است. علی رزاقیان نیز بیش از چهل سال است با نان حلال اباعبدالله (ع) کسب و کار میکند.
اهل محله فاطمیه، همگی نام مرحوم علیمحمد باقریان را بهخاطر دارند که با رویی باز و چهرهای گشاده مردم را با هیئت و مجلس عزای حسین(ع) آشنا میکرد. حالا پس ازفوت او پس بزرگش آقامحمد چراغ هیات را روشن نگه داشتهاست.
عموناصر سواد آنچنانی ندارد؛ در حد خواندن و نوشتن میداند. بااینحال بهخاطر علاقه به ائمه اطهار (ع) مطالعاتی در این زمینه داشته و منظوماتی گفته و به قول خودش در طول ۲۰ سال، هزاران بیت شعر برای ائمه اطهار سروده است.
هیئت جاننثاران موسیبنجعفر (ع) ۳۵ سال است که از ۲۰ هزار عزادار اربعین میزبانی میکند. دستکم صد نفر از اهالی محل برای آمادهکردن مواد اولیه کمک میکنند.
ایستگاه استقبال از زائران شهدای بولوار شاهنامه مانند سالهای قبل برپا شده است. حدود صدنفر از اهالی توس بهصورت ۲۴ساعته مشغول خدمت در این ایستگاه هستند و انواع خدمات به زائران داده میشود.
حاجمحمدتقی قربانیان چند نوبت مدیریت کاروانی را عهدهدار بوده که از مسجد ولیعصر (عج) محله شهیدرضوی به نیت پیادهروی اربعین راه انداخته است؛ سفرهایی که برای او و اهل کاروان پر بوده از خاطرات ناب.
این نخستین ایستگاه صلواتی است که نوجوانها بهتنهایی راه انداختهاند و حتی تعدادی از آنها برای اینکه ایستگاه فعال بماند و جمع نشود، دور پیادهروی اربعین را هم خط کشیدند.
پدربزرگ احمدآقا شنیده بود اتوبوسی بهشکل کاروان شخصی، زائران را تا کربلا میبرد. خانواده هم وسایل مختصری برداشت و همراه این کاروان راهی شد. مسیری که اتفاقات عجیبی همراه شد.
راستکار میگوید: در کمتر از چندثانیه تصمیم گرفتیم از کپسولco۲ استفاده کنیم تا مواد غذایی آسیب نبیند. همین باعث شد شعلهها خاموش شوند و فقط بخشی از مواد غذایی کنار دیگ از بین برود.