رهبرشهید - صفحه 2

ساکنان منطقه ۱۲ مشهد آستین‌ها را بالا زده‌اند تا به بهترین شکل از مهمانان مشهد پذیرایی کنند؛ از پخت نان گرفته تا تهیه غذا را گروه‌های مختلف عهده‌دار شده‌اند تا این سفر را برای مهمانان تسهیل کنند.
به محض اعلام برنامه تشییع رهبر شهید، اعضای جوان و خلاق هیئت حضرت مهدی (عج) به‌دنبال یک کار متفاوت رفتند، کاری که برای زائرانی که در این هفته به مشهد می‌آیند، کاربردی باشد.
دختران نوجوان محله بالاخیابان دست به کار شده‌اند تا در مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید نقشی داشته باشند. آنها برای یک میزبانی تاریخی از جمعیت میلیونی به این نتیجه رسیدند که رساندن آب گوارا به زائران مهمترین کار است.
درمیان تمامی رخداد‌های سال۱۳۵۷، شب تاسوعا (مصادف با ۱۸آذر) نقطه‌ای عطف در تاریخ مبارزات مردم مشهد به‌شمار می‌رود؛ زمانی که نام «امام‌خمینی» در سنت دیرینه «خطبه‌خوانی» در حرم رضوی که با نام شاه وقت گره خورده بود، جایگزین شد.
در حافظه جمعی ساکنان منطقه‌۹ و ۱۰ مشهد، دیدار با رهبرشهید تنها یک ملاقات رسمی نبود، بلکه نقطه‌ای نورانی است که هنوز در زندگی بسیاری از خانواده‌ها جاری است. این خاطره‌ها نشان از مردی دارد که در اوج قدرت، ساده و بی‌تکلف می‌زیست.
عالیه صابونیان هنرمند معرق کار مشهدی است که از ۲۰ سال گذشته دراین هنر فعالیت دارد. ماندگارترین اثر او نقش «یا مقلب‌القلوب» است که آن را در سال‌۷۶ به مقام معظم‌رهبری هدیه داده‌است.  
خانه قدیمی کوچه فریدون در انتهای گذر مشهور «سرشور» در مشهد، خانه‌ای است که روزگاری رهبرشهیدمان در آن می‌زیسته است. در خانه از مبل خبری نیست، حتی نمی‌توان در آن فرشی را یافت.
حسین رمضانی به خستگی‌ناپذیری خادمان نوجوان این اجتماع، اشاره می‌کند و می‌گوید: در این ۱۳۰‌شب، پیش نیامده کاری از بچه‌ها بخواهم و بگویند خسته‌اند. همه بچه‌ها بدون هیچ چشمداشتی اینجا خدمت می‌کنند.
اینجا خیمه عزای آل‌طاها، تقاطع طبرسی شمالی‌۴ و میدان فجر است؛ جایی که دقیقا چهارماه است هیچ شبی، اجاق کتری و آتش سماورهایش خاموش نشده است و نوجوانان از حاضران در اجتماع شبانه پذیرایی می‌کنند.
روستاییان محدوده توس، هر شب با مینی‌بوس، خود را به میدان هفت خان می‌رسانند. مجید سمندی می‌گوید: مشکل بزرگ ما دوری راه و نبود وسیله نقلیه بود که برخی «نذرکرایه» می‌کردند و هزینه رفت‌وبرگشت مسافران را به صاحبان مینی‌بوس‌ها می‌دادند.
حضور در اجتماع‌های مردمی شبانه برای محمدحسن احمدیان و وجیهه خطیبی اتفاق تازه‌ای نیست. حالا نه‌تنها حضورشان به ۱۱۵ شب در خیابان رسیده است، بلکه تلاش کرده‌اند خانواده و دوستان را نیز در این مسیر با خود همراه کنند.
فاطمه غفوری می‌گوید: چندین برنامه برای شرایط جنگی تعریف کرده‌ایم که مهم‌ترینش، جمع‌آوری عروسک برای بچه‌های جنگ‌زده، به‌ویژه دختربچه‌هاست. اعلام کرده‌ایم هر مدل عروسکی که خیران به دست ما برسانند، آن را برای بچه‌ها می‌بریم.
حسین پورکویر، قاری ۴۳ ساله و شناخته‌شده‌ شهرمان، بهترین لحظه‌های زندگی‌اش را وقت‌هایی می‌داند که روحش با آیات الهی گره می‌خورد. او سه بار در محضر رهبر شهید تلاوت کرد.
لیلا محمدنژاد می‌گوید: سال‌ها بود آرزو داشتم در خانه خودم روضه برپا کنم اما هر‌بار مشغله‌های کاری مانعم می‌شد تا اینکه پس‌از شهادت رهبر عزیزمان، دیگر نتوانستم این تصمیم را به تعویق بیندازم.
زهراخانم می‌گوید: ما در خانواده پدرم پنج‌فرزند بودیم و خانواده همسرم هم ۹ فرزند بوده‌اند. هر‌دو خاطرات خوبی از چند‌فرزندی داشتیم. برای همین دوست داشتیم این حس خوب را بچه‌هایمان هم داشته باشند.
مشهدی‌ها به همشهری بودن با یکی از برجسته‌ترین چهره‌های تاریخ کشورمان افتخار می‌کنند. «سیدعلی خامنه‌ای» رهبر معظم و شهید انقلاب اسلامی متولد همین شهر و محله سرشور مشهد است.
حاج‌ علی شمقدری خودش را متولی همان منزلی معرفی می‌کند که درآن زن و شوهری زندگی می‌کرده‌اند که از دامنشان چهره‌ای برجسته به جهان معرفی می‌شود. او متولی خانه پدری رهبر معظم انقلاب است.
رد پای خاطرات قدیم، هنوز هم در ساخت و معماری کوچه شهیدخاکزادی ۱۳ تازه است. بیشتر منازل این کوچه، مثل دیگر معابر محله گاز، ویلایی با نمایی منضبط، یکدست و دست‌نخورده هستند.
محله حرعاملی ۴۰ سال پیش که امروز به محله موسوی قوچانی معروف شده است محل زندگی روحانی بزرگی بود که امروز هویت و شناسنامه مشهد، منطقه ۲ و محله عامل است.
پنجم نوروز سال‌۸۴ بود که بالاخره آرزوی فاطمه خانم برآورده شد. می‌گوید: با دیدن آیت‌الله خامنه‌ای در ورودی خانه، مات و مبهوت فقط نگاه می‌کردیم. آقا در‌حالی‌که نگاهشان به ما بود، با سلام و علیکی سکوت را شکستند.