خانه قدیمی کوچه فریدون در انتهای گذر مشهور «سرشور» در مشهد، خانهای است که روزگاری رهبرشهیدمان در آن میزیسته است. در خانه از مبل خبری نیست، حتی نمیتوان در آن فرشی را یافت.
حسین رمضانی به خستگیناپذیری خادمان نوجوان این اجتماع، اشاره میکند و میگوید: در این ۱۳۰شب، پیش نیامده کاری از بچهها بخواهم و بگویند خستهاند. همه بچهها بدون هیچ چشمداشتی اینجا خدمت میکنند.
اینجا خیمه عزای آلطاها، تقاطع طبرسی شمالی۴ و میدان فجر است؛ جایی که دقیقا چهارماه است هیچ شبی، اجاق کتری و آتش سماورهایش خاموش نشده است و نوجوانان از حاضران در اجتماع شبانه پذیرایی میکنند.
روستاییان محدوده توس، هر شب با مینیبوس، خود را به میدان هفت خان میرسانند. مجید سمندی میگوید: مشکل بزرگ ما دوری راه و نبود وسیله نقلیه بود که برخی «نذرکرایه» میکردند و هزینه رفتوبرگشت مسافران را به صاحبان مینیبوسها میدادند.
حضور در اجتماعهای مردمی شبانه برای محمدحسن احمدیان و وجیهه خطیبی اتفاق تازهای نیست. حالا نهتنها حضورشان به ۱۱۵ شب در خیابان رسیده است، بلکه تلاش کردهاند خانواده و دوستان را نیز در این مسیر با خود همراه کنند.
فاطمه غفوری میگوید: چندین برنامه برای شرایط جنگی تعریف کردهایم که مهمترینش، جمعآوری عروسک برای بچههای جنگزده، بهویژه دختربچههاست. اعلام کردهایم هر مدل عروسکی که خیران به دست ما برسانند، آن را برای بچهها میبریم.
حسین پورکویر، قاری ۴۳ ساله و شناختهشده شهرمان، بهترین لحظههای زندگیاش را وقتهایی میداند که روحش با آیات الهی گره میخورد. او سه بار در محضر رهبر شهید تلاوت کرد.
لیلا محمدنژاد میگوید: سالها بود آرزو داشتم در خانه خودم روضه برپا کنم اما هربار مشغلههای کاری مانعم میشد تا اینکه پساز شهادت رهبر عزیزمان، دیگر نتوانستم این تصمیم را به تعویق بیندازم.
زهراخانم میگوید: ما در خانواده پدرم پنجفرزند بودیم و خانواده همسرم هم ۹ فرزند بودهاند. هردو خاطرات خوبی از چندفرزندی داشتیم. برای همین دوست داشتیم این حس خوب را بچههایمان هم داشته باشند.
مشهدیها به همشهری بودن با یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ کشورمان افتخار میکنند. «سیدعلی خامنهای» رهبر معظم و شهید انقلاب اسلامی متولد همین شهر و محله سرشور مشهد است.
حاج علی شمقدری خودش را متولی همان منزلی معرفی میکند که درآن زن و شوهری زندگی میکردهاند که از دامنشان چهرهای برجسته به جهان معرفی میشود. او متولی خانه پدری رهبر معظم انقلاب است.
رد پای خاطرات قدیم، هنوز هم در ساخت و معماری کوچه شهیدخاکزادی ۱۳ تازه است. بیشتر منازل این کوچه، مثل دیگر معابر محله گاز، ویلایی با نمایی منضبط، یکدست و دستنخورده هستند.
محله حرعاملی ۴۰ سال پیش که امروز به محله موسوی قوچانی معروف شده است محل زندگی روحانی بزرگی بود که امروز هویت و شناسنامه مشهد، منطقه ۲ و محله عامل است.
پنجم نوروز سال۸۴ بود که بالاخره آرزوی فاطمه خانم برآورده شد. میگوید: با دیدن آیتالله خامنهای در ورودی خانه، مات و مبهوت فقط نگاه میکردیم. آقا درحالیکه نگاهشان به ما بود، با سلام و علیکی سکوت را شکستند.
نرگس فتح اللهی و همراهانش پس از شهادت رهبری تصمیم گرفتند برای فضاآرایی محله، چادرهای مشکی بدون استفاده مردم را در قالب پویش چادر مشکی جمع و پرچم درست کنند.
سیدحسن موسوی میگوید: مردم کمک میکنند. یک صندوق میگذارم که روی آن نوشته است: نذورات شما پذیرفته میشود. کارت خوان هم هست. دخل و خرج، با هم میخواند خدا را شکر.
محمدابراهیم نوروزی از اولین ساکنان محله فاطمیه به اتفاق چند همسایه همانسالها، شروع کرد به رسیدگی و آبادانی محله؛ از آوردن آب و برق و گاز به محله تا گرداندن مسجد و تشکیل جلسه قرآن خانگی که هنوز هم برقرار است.
سوم دی۵۷، مردمی برای دفاع از خانه و بیت آیتالله شیرازی رفتند اما با گلوله ماموران رژیم شاه مواجه شدند. درآن حادثه ۸ نفر شهید شدند که یکی از آنها سیدمحمد روحبخش بود.
سیدجعفر ستاری، یکیدو شب بعداز شهادت رهبری نذر کرد با هزینه شخصی، به مردمی که حوالی پنجتن۵۰ جمع میشوند، چای بدهد. او با گذشت بیشاز چهل شب، پای نذرش ایستاده است و میگوید: تا هروقت که مردم در میدان باشند، نذرم را ادامه میدهم.
آقاموسی در بازارچه شهید آستانهپرست دستفروش است و دورتادور بساطش را پرچمهای سیاه زده و روی آنها عکس رهبر را چسبانده است.میگوید: چهل روز که هیچ، یک سال هم برای پدرمان سیاهپوش باشیم، کم است.