نرگس فتح اللهی و همراهانش پس از شهادت رهبری تصمیم گرفتند برای فضاآرایی محله، چادرهای مشکی بدون استفاده مردم را در قالب پویش چادر مشکی جمع و پرچم درست کنند.
سیدحسن موسوی میگوید: مردم کمک میکنند. یک صندوق میگذارم که روی آن نوشته است: نذورات شما پذیرفته میشود. کارت خوان هم هست. دخل و خرج، با هم میخواند خدا را شکر.
محمدابراهیم نوروزی از اولین ساکنان محله فاطمیه به اتفاق چند همسایه همانسالها، شروع کرد به رسیدگی و آبادانی محله؛ از آوردن آب و برق و گاز به محله تا گرداندن مسجد و تشکیل جلسه قرآن خانگی که هنوز هم برقرار است.
سوم دی۵۷، مردمی برای دفاع از خانه و بیت آیتالله شیرازی رفتند اما با گلوله ماموران رژیم شاه مواجه شدند. درآن حادثه ۸ نفر شهید شدند که یکی از آنها سیدمحمد روحبخش بود.
سیدجعفر ستاری، یکیدو شب بعداز شهادت رهبری نذر کرد با هزینه شخصی، به مردمی که حوالی پنجتن۵۰ جمع میشوند، چای بدهد. او با گذشت بیشاز چهل شب، پای نذرش ایستاده است و میگوید: تا هروقت که مردم در میدان باشند، نذرم را ادامه میدهم.
آقاموسی در بازارچه شهید آستانهپرست دستفروش است و دورتادور بساطش را پرچمهای سیاه زده و روی آنها عکس رهبر را چسبانده است.میگوید: چهل روز که هیچ، یک سال هم برای پدرمان سیاهپوش باشیم، کم است.
علیرضا همت آبادی که یک بار به عنوان ورزشکار و بار دیگر به عنوان قاری افتخار دیدار با امام خامنهای را داشت درحالیکه برای سومین بار اسفند سال گذشته به دیدار با رهبری دعوت شده بود از حسرتی میگوید که برای همیشه در دلش ماند.
معصومه سبکخیز همسر شهید بروسی میگوید: وقتی سپاه شکل گرفت اوستا عبدالحسین دیگر وقت سرخاراندن هم نداشت.بعد از شروع جنگ دیگر همیشه در جبهه بود و همراه با آیتالله خامنهای و شهیدچمران و شهیدرستمی در کردستان خدمت میکردند.
علیاصغر سجادیمنش، عضو جامعه قاریان قرآن مشهد، افتخار آن را داشته که در محفل قرآنی نخستین روز ماه رمضان در بیت رهبری حضور داشته باشد. او ماجرای این محفل که آخرین دیدار مردمی رهبری بوده است را روایت میکند.
شهیدحسن علیمردانی، فرمانده قرارگاه کربلا، سرداری است که زیر باران آتش ایستاد و چتری بر سر نگرفت؛ او کسی است که امام با شنیدن وصف رشادتهایش فرمود: «تنگه چزابه را تنگه علیمردانی بگویید.»
شهید عبدالصالح امینیان وصیت کرده بود عکسش به دست امام برسد و ایشان هم برایش دو رکعت نماز بخواند. این موضوع محقق نشد تا زمانی که رهبری به منزلمان تشریف آوردند. او ادامه میدهد: حضرت آیتالله خامنهای این خواسته شهید را برآورده کرد.
اهالی محله الهیه این شبها در میدان محمدیه تجمع میکنند و در سوگ رهبر شهیدشان از ایران پرافتخار و نیروهای رزمنده حمایت میکنند. این شبها مردم حرفهای زیادی برای گفتن دارند، مانند اینکه چه چیزی این روزها مایه افتخار آنهاست.
بانوان محله سیدرضی به پویش مردمی «هر خانه، یک پایگاه»، جواب مثبت دادهاند و نتیجهاش این شده است که در تعدادی از خانههای محله، اقدامات زیبایی برای حمایت از جریان انقلابی این روزها انجام میشود.
نوجوانان مسجدالرضا(ع) با شنیدن خبر شهادت رهبری، لباس سیاه بر تن کردند. عزم خود را جزم کردند تا پای کار بیایند و با اجرای شبانه سرودهای حماسی، پخش پرچم ایران، شابلوننویسی روی دیوار، ستونهای محلات و خودروها و... نقشی در این جریان داشته باشند.
بعضی خاطرهها همیشه در ذهنمان میمانند؛ آنقدر که میشود سالها با آنها زندگی کرد و لحظهلحظهاش را دائم بهیاد آورد. خاطره دیدار خانواده شهیدان دهنوی با رهبر شهید انقلاب هم از آن دست خاطرههاست.
حسینیه سیدالشهدا(ع) در خیابان نوابصفوی یکی اماکنی است که بار دیگر پذیرای زائرانی شده است که بهعلت وضعیت خاص جنگی از شهرهایشان به مشهد پناه آوردهاند یا برای تشییع پیکر رهبر شهید راهی مشهدالرضا(ع) شدهاند.
اگر ماشاءالله شاهمرادیزاده، بچههای دهه ۷۰ به بعد را در فیلمهای سینمایی اخراجیها و معراجیها خندانده است، این شبها همنوا با آنها شعار میدهد و رَجَز میخواند. چهارراه مخابرات در این شبها نقطه پیوندچهره معروف سینما و اهالی محله حجاب است.
۲۸سال است که در محله امامرضا(ع) هر شب ماه مبارک رمضان، در حاشیه خیابان، مراسم افطاری ساده برپاست. فرقی هم نمیکند غریبه باشی یا آشنا، یا حتی چندبار در صف بایستی و ظرف آش رشتهای بگیری. خادمان پذیرای همه روزهداران هستند.
برای قائد امت، شهیدآیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، دیدار با نخبگان و خانواده شهدا جایگاه خاصی داشت. خانواده شهدا و نخبگان منطقه ۷ شیرینی دیدار با رهبر شهید را هنوز مزمزه و خاطره آن را مرور میکنند.
با آغاز جنگ تحمیلی و شهادت رهبری، مساجد و اهالی محله چهنو برای دفاع از ایران پایکار آمدند.هرکس سعی کرده است کاری در محله انجام دهد؛ یکی با کمک نقدی، یکی با حضورش، یکی با هنر و توانمندیهایش و ...