رزمنده - صفحه 6

همسایه‌ها و هم‌محلی‌ها که ۳۰ سال است طاهره خسروی را می‌شناسند، می‌گویند: او بانوی مهربان است که علاوه‌بر فرزندانش، دست نوازشگر مادری‌اش را بر سر چهار دختر دیگر هم کشیده است تا حالا هفت فرزند داشته باشد؛ دو پسر و پنج دختر.
حسین مومنی پرستاری است که به‌عنوان بسیجی داوطلب از سال ۵۹ تا ۶۸ در مناطق جنگی به مداوای رزمنده‌ها می‌پرداخت، از حرفه خودش در فجایع انسانی دیگری مانند جمعه خونین مکه و حادثه منا نیز استفاده کرده است.
«حبیب صبورحدادطوسی» در سال‌های پیش از انقلاب و پس از آن طراح، مجری و تدوینگر شعار‌های انقلابی بوده است.
حمیده سادات هاشمی، خواهر شهیدان محمدحسن و احمدعلی هاشمی است که اولی در انقلاب و دومی در اه امنیت شهید شده است. او همچنین همسر حسن کاظمی است که در جنگ تحمیلی به شهادت رسید.
مریم احمدزاده، همسر شهیدعلی اکبر حسین‌زاده است که تنها یک سال با همسر شهیدش زندگی کرده است، او می‌گوید: من سیزده‌ساله بودم که با شهید حسین‌زاده ازدواج کردم و ۱۴ سال داشتم که همسرم شهید شد.
سال‌۵۶ به صورت مخفیانه کلاس‌های ایدئولوژیک در زیرزمین خانه پدربزرگم زیر نظر استادان روحانی به نام حجت‌الاسلام نقره و حجت‌الاسلام فرجام برای تعدادی از جوانان و نوجوانان انقلابی برگزار می‌شد.
محمود رعیت‌نژاد یکی از ۲۳‌نوجوان بسیجی است که در عملیات بیت‌المقدس به‌دست نیروهای عراقی اسیر شد.او که حالا مو سپیدکرده بهتر از هر کس دیگری بلد است داستان ایستادگی مردم ما را در دوران جنگ شرح دهد.
قصه دلدادگی قاسم بخارایی و ۱۷‌امدادگر دیگری که جزو همرزمان او در روز‌های دفاع مقدس به شمار می‌آیند، کمی متفاوت‌تر از چیز‌ی است که تاکنون شنیده‌ایم، ‌ترکش‌های عملیات رمضان در تن او به یادگار مانده است.
محمد شوشتری، شهروند محله فرهنگیان و یکی از رزمندگان هشت‌سال دفاع‌مقدس است که در سال‌های ابتدایی جنگ، نگهبانی از اسرای عراقی را برعهده داشت.
عباس مومن، آزاده و جانباز اردوگاه تکریت ۱۱ است که درمیان همه شکنجه‌های جسمی و روحی، روزنه‌های امید را با هنر نجاری در وجود خودش زنده نگه می‌داشته و بین رفقایش به «عباس نجار» مشهور بود.
مرتضی کریمیان‌اقبال، یکی از رزمندگان و جانبازان محله لادن است که از سال ۶۰ تا زمان پذیرفتن قطعنامه در فواصل مختلف، در جبهه و روز‌های جنگ حضور داشته است.
مهدی شایان‌نیا فعالیت‌های انقلابی‌اش را با یک‌بار‌رفتن به بیت آیت‌الله شیرازی به‌همراه دو برادر بزرگ‌ترش آغاز کرد، بعد‌از آن دیگر هیچ‌گاه انقلاب را تنها نگذاشت.
ابوالفضل قادری می‌گوید: صحنه‌هایی که می‌دیدیم، دلخراش و عذاب‌آور بود. داخل خانه‌ها، حیاط‌ها و کوچه‌ها پر از جنازه‌هایی بود که با وضعیت عجیب و زخم‌های بسیار روی زمین افتاده بودند.
حسن عمرانی، جانباز ۷۰ درصد محله هدایت، بیش‌از ۱۰ سال را در بیمارستان‌های آلمان و فرانسه گذرانده تا بتواند چهر‌ه‌ای را که در جنگ تحمیلی از دست داده، دوباره به دست بیاورد.
روز‌های آخر بود که یک روز گلوله‌ای از کنار صورتم رد شد و زخم کوچکی برداشت. به گوش چهارتن از بچه‌های هم‌محلی‌مان رسیده بود که محمد ترکش خورده است. آن‌ها ۱۰ روز زودتر از ما ترخیص شدند و وقتی به محله رفتند، خبر شهادتم را به خانواده‌ام رسانده بودند.
احمد نطنزی، جانباز ۷۰ درصد، یک روحانی پژوهشگر است که کتاب‌های بی‌شماری از جمله «فقه اسلامی»، «کربلاپژوهی»، «شرح اذن دخول امام‌رضا (ع)» و... را ترجمه کرده است.
خانواده شهید، ولی الله اسفندیاری چندسالی می‌شود بخشی از خانه خود را به حسینیه تبدیل کرده‌اند. علاوه براین، آن‌ها اولین موزه خانگی شهدای محله‌شان را هم در این خانه معنوی برپا کرده‌اند.
سرهنگ سیدکاظم فرتاش، فرماندار نظامی سوسنگرد در جنگ تحمیلی بوده، او کسی است که سال‌ها با دکتر چمران در جبهه‌ها خدمت کرده و خاطرات آن دوران را به‌خوبی به یاد دارد.
ستوان حسن کریمی از همرزمان شهید صیاد شیرازی است. او از سال ۵۰ در ارتش خدمت می‌کند و شش سال را در جبهه‌های جنگ حضور داشته است.
سیدمجید میرذوالفقاری، قدیمی‌ترین معلم پرورشی محله جاهدشهر (دبستان‌فطرت) ۳۴ سال سابقه معلمی پرورشی را در پرونده کاری‌اش دارد.