کد خبر: ۱۵۲۲۴
۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
ترک اعتیاد

تولد دوباره یک معتاد در حبس

نقطه عطف زندگی این نجات‌یافته پشت میله‌های زندان عبرت، زمانی رقم خورد که با راهنمایی یکی از هم‌بندی‌هایش، به خواندن حدیث کساء روی آورد. زمزمه نام کسانی که در درگاه خداوند، آبرو دارند و التماسی که تمام وجود محمد را در‌برمی‌گرفت، مسیر بازگشتش به زندگی را هموار کرد.

فرق است بین شنیدن از یک معجزه تا تماشای آن. کامل‌مردی که سر را به‌زیر انداخته و برای گفتن از تجربه‌اش، رو‌به‌رویمان نشسته است، معجزه را نه‌فقط تماشا، بلکه با تمام وجود، لمس کرده است.

شهروند محله پنجتن، خدا را حس کرده است؛ در تک‌تک لحظه‌هایی که به جرم حمل مواد مخدر، زندگی را در زندان به انتظار مرگ سپری می‌کرد. محمد با اطمینان می‌گوید اگر عنایت خدا و اهل‌بیت (ع) نبود، سال‌ها پیش، پرونده زندگی‌اش بسته شده بود.

 

روایت اول؛ سقوط

زمان را به نوجوانی‌اش برمی‌گرداند؛ وقتی که پدر به‌دلیل سوء مصرف مواد مخدر، جان داد و بار مخارج زندگی را روی دوش محمد به‌عنوان پسر بزرگ خانواده و نیز مادرش گذاشت. می‌گوید: از‌خد‌اخواسته، مدرسه را رها کردم و رفتم سراغ کفاشی، اما مسیرم از کار، به‌سرعت به‌سمت اعتیاد کشیده شد.

توضیح می‌دهد که چگونه در محیط کار با تریاک، سپس کریستال آشنا شد و برای تأمین هزینه‌های سنگین تأمین مواد، از مصرف‌کننده به توزیع‌کننده تبدیل شد.

نقطه اوج سقوطش به سال‌۸۸ برمی‌گردد؛ وقتی که در سی‌و‌چهارسالگی با حدود پنجاه‌گرم هروئین در منزلش دستگیر و به حبس ابد محکوم شد؛ «حبس ابد برایم مساوی شد با فراموش‌کردن رنگ آزادی، طلاق همسرم و سلب حضانت من از سه فرزندم. انگار که با زندگی خداحافظی کرده باشم.»

 

روایت دوم؛ تحول‌

می‌نویسیم پنج‌سال، شما بخوانید ۲ میلیون دقیقه. این، مدت زمانی است که محمد در زندان سپری کرد و همه‌اش به مرور اشتباهات گذشته و ندامت، سپری شد. هیچ امیدی به آزادی نداشت و حتی کسی حاضر نبود برایش وثیقه بگذارد تا چند‌روزی، هوای بیرون از زندان را نفس بکشد.

نقطه عطف زندگی او پشت میله‌های زندان عبرت، زمانی رقم خورد که با راهنمایی یکی از هم‌بندی‌هایش، به خواندن حدیث کساء روی آورد. زمزمه نام کسانی که در درگاه خداوند، آبرو دارند، با چاشنی گریه‌های شدید و التماسی که تمام وجود محمد را در‌برمی‌گرفت، مسیر بازگشتش به زندگی را بی‌آنکه بداند، هموار می‌کرد.

هر لحظه، مراقب رفتارم. کار می‌کنم و برای خودم کسی شده‌ام. بنویسید زندگی دوباره‌ام را مدیون اهل‌بیت (ع)هستم

او از خدمتش در مسجد زندان برایمان می‌گوید و کمک به برگزاری مراسم دعا و توسل به‌ویژه در ندبه‌های صبح جمعه. حالا نوبت اتفاق‌های خوب بعدی بود برای یک بازگشته از خطا‌های گذشته؛ «هنوز تعداد روز‌هایی که باید حدیث کساء را می‌خواندم، تمام نشده بود که  یکی از رفقای برادرم برای سند گذاشتن داوطلب شد. من بعد‌از سپری‌کردن پنج سال آزگار در زندان، توانستم سه روز مرخصی بگیرم.»

 

روایت سوم؛ آزادی

چند روز مانده بود تا پایان سال‌۹۷. محمد تازه از مرخصی برگشته بود که با شنیدن جمله‌ای از زبان یکی از مسئولان زندان، میخکوب ماند؛ «گفت: تو آزاد هستی!» کاری که از محمد در آن لحظه برمی‌آمد، گریه‌های از سر شوق بود.

از دلیل آزادی‌اش که می‌پرسیم، به ماده‌ای قانونی اشاره می‌کند که  برای محکومان حبس ابد در جرائم مرتبط با مواد مخدر، به شرط دارا‌بودن شرایطی چند، در نظر گرفته شده است.

او پیش از این مشمول این ماده شده و مدت محکومیتش به شانزده‌سال حبس و جزای نقدی کاهش پیدا کرده بود. گذراندن بیش‌از ۹‌سال از این محکومیت باعث شده بود که در‌کنار دیگر محکومان واجد شرایط، مورد عفو قرار بگیرد.‌

می‌گوید همه اینها را برایمان تعریف کرده است به این امید که هم‌دردهایش بخوانند و فکر نکنند اعتیاد، راه بی‌بازگشت است؛ «از زمانی که زندان بودم تا الان، عضو انجمن معتادان گمنام هستم و هر لحظه، مراقب رفتارم. کار می‌کنم و برای خودم کسی شده‌ام. بنویسید زندگی دوباره‌ام را مدیون اهل‌بیت (ع)هستم.»

 

* این گزارش یکشنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۵ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام