مشهد قدیم - صفحه 35

حمزه رمضانی ۷۸ ساله و نساء زیرکی ۷۳ ساله ساکنان محله امام رضا (ع) و زوجی هستند که با اهدای اعضای بدن دخترشان موافقت می‌کنند تا عزیزشان فقط به خاک سپرده نشود و نجات‌بخش چند زندگی باشد، اما زمانی که برای هماهنگی مصاحبه با آن‌ها تماس می‌گیریم به‌سختی رضایت می‌دهند. آن‌ها حتی بر روی سنگ مزار دخترشان اجازه حکاکی اهدای عضو را نداده‌اند. سکینه رمضانی در ۴۲ سالگی با اهدای سه عضو بدنش جانی دوباره به چند بیمار بخشیده است.
استاد حکیمی به صورت تعجب‌برانگیزی همواره خود را در ارتباط با دیگران تعریف می‌کرد، دیگرانی که هیچ‌گونه ارتباط ابتدایی با او نداشتند، اما او خود را در ارتباط منطقی با آن‌ها در نظر می‌گرفت. مرحوم علامه حکیمی در خانواده‌ای کارآفرین و ثروتمند رشد یافته و هرگز طعم فقر و ناداری را نچشیده بود، اما از دوران نوجوانی به دیگرانی که از امکاناتی که او داشت محروم بودند، می‌اندیشید و تلاش می‌کرد شرایط بهتری برای زندگی آن‌ها فراهم آورد. به این ترتیب، ایشان همواره نوعی دیگراندیشی را راهنمای زندگی خود قرار می‌داده است. این دیگراندیشی عمیق باعث می‌شد ایشان هم در مسائل فکری و نظری و در زندگی‌ روزمره به دیگران و حقوق آن‌ها بسیار حساس باشد. یکی از دشواری‌های همراهان ایشان آن بود که حداقل زمانی که با ایشان هستند حقوق دیگران را زیر پا نگذارند.
همه خیابان آیت‌الله شیرازی4 را با نام چهارباغ می‌شناسند؛ که اولین کوچه آن به نام مؤسسش، خواجه نظام‌الملک طوسی وزیر سلجوقیان است.
این عاشقان جامانده خودشان را از سراسر کشور به حرم ولی‌نعمتمان رسانده‌اند تا ناکامی‌شان از خدمت به زائر امام‌حسین(ع) را با خدمت به زائر امام‌رضا(ع) جبران کنند. وعده‌گاهشان هم موکب‌های برپاشده در خیابان آیت‌الله طبسی است که ظاهر و باطن آن نمایشی از پیاده‌روی اربعین در مقیاس کوچک است. گزارش پیش‌رو روایت‌هایی است از فعالیت 34موکب جامانده از پیاده‌روی اربعین
محمود قانعی کسی که حرفه و مهارت امروزش در فروش لوازم بهداشتی ساختمان را از پدر به یادگار دارد. قانعی این روزها از شغل موروثی‌اش بازار خوبی ندارد، اما معتقد است این کار هم جذابیت و هم درآمد دارد.
پاگرفتن آتش در پاساژهای قماش، حکایت پنبه و الکل است. کوچک‌ترین خطا در مغازه و راهروهای پر از پارچه می‌تواند شعله‌های آتش را برافروخته کند و ناگهان زبانه بکشد و مانند رودخانه‌ای سوزان و جاری، همه‌چیز و همه‌جا را بسوزاند؛ درست مثل بلایی که سر پلاسکوی تهران آمد و جز مچاله‌ای از بلوک‌های بتنی و آهنی چیزی از آن باقی نماند. اما گویا سرنوشت غول هفده‌طبقه پایتخت، قرار نیست درس عبرتی برای پاساژهایی باشد که تاکنون چندین هشدار قانونی درباره ناایمن‌بودنشان دریافت کرده‌اند.
امید12، کوچه‌ای 20متری است که از زمان بازگشایی مسیر بزرگراه شهید سردار حاج قاسم سلیمانی رفت و آمد خودروها در آن زیاد شده است.به همین دلیل سالمندان و کودکان به‌سختی از عرض کوچه گذر می‌کنند.
مجتبی نوروزی مقدم یکی از کسبه محله کوشش، 23سال است کارش صافکاری و خدمات بدنه اتومبیل است. کار او بیشتر با خودروهای تصادفی است و افرادی که دچار سانحه می‌شوند به‌سراغش می‌روند تا خودروشان را درست کند.
زینب پارساصفت16سال دارد و در کلاس یازدهم درس می‌خواند. او که همراه خانواده‌اش در بولوار نامجو ساکن است توانسته از دوران دبستان، عضو شوراهای دانش‌آموزی باشد و در حال حاضر یکی از نمایندگان استان و شهرمان در مجلس شوراهای دانش‌آموزی کشوری نیز هست. وی تاکنون توانسته 2بار در مسابقه‌ خوارزمی، در رشته‌های آزمایشگاه و ایده کسب و کار، مقام به‌دست بیاورد.
«قصابی یا همان فروش محصولات پروتئینی از جمله مشاغلی است که نیاز به روحیه و مهارت‌های خاص دارد.» این جمله‌ای است که اسد سلطانی میرزایی می‌گوید. او متولد فریمان است و بیش از 60سال است که در محله امام خمینی(ره) قصابی دارد. با این کاسب قدیمی هم‌کلام شدیم تا راه و رسم کارش را به ما بگوید.
یکی از این دل‌تنگی‌های حرم برای زائر به سقاخانه اسماعیل‌طلا خلاصه می‌شود. سقاخانه‌ای که نوشیدن آب گوارایش را به نیت شفا یا رفع عطش چندین‌بار تجربه کرده‌ایم. سنگ بنای این سقاخانه را نادر، پادشاه افشاری، از هرات آورد و ساخت، اما این روزها به نام اسماعیل‌طلا شناخته می‌شود.
«جواد آقا علیزاده» را اهالی «دریادل» و «نوغان» به‌خوبی می‌شناسند. کاسب پنجاه‌ساله‌ای که در کوچه حمام بهاءالتولیه به دنیا آمده است و بقالی کوچکی نزدیکی خانه‌ پدری‌اش دارد. بچه‌های محله او را «عمو» صدا می‌زنند و بزرگ‌ترها «آقا جواد». آقا جواد یک سر دارد و هزار سودا؛ هم به کاسبی در بقالی کوچکش می‌رسد و هم دست خیر دارد برای افرادی که از پس مایحتاج خود برنمی‌آیند.
کتاب با خنده آغاز و روایت می‌شود و از آنجا که قرار نیست آخر هر خنده‌ای باز هم خنده باشد، انتهای کتاب حسابی اشک را درمی‌آورد و دل را می‌سوزاند. این کتاب در ۲ بخش «زندگی» و «دوباره زندگی» توسط مریم قربان‌زاده، نویسنده دفاع مقدس، نگاشته شده و از مجموعه کتاب‌های تاریخ شفاهی زنان قهرمان، دربرگیرنده خاطرات مرحومه «فاطمه دهقانی»، همسر سردار شهید «ابوالفضل رفیعی»، جانشین فرمانده لشکر ۵ نصر است.
از مهر سال گذشته 253 دانش‌آموز ابتدایی دوره اول در دبستان دخترانه پیامبر اعظم(ص) در 8کلاس مشغول به تحصیل شدند. این دانش‌آموزان و معلمان آن‌ها فکر نمی‌کردند سال آموزشی خود را به جای نشستن در کلاس‌های مدرسه در فضای مجازی به پایان برسانند. در روزهایی که تعداد کادر آموزشی این مدرسه بیش از دانش‌آموزان است به سراغ معلمان رفتیم و از آن‌ها خواستیم خاطرات تدریس خود را در دوران کرونا برای ما بگویند.
سکونت مردم مشهد در محله کوشش از اوایل دهه چهل شروع می‌شود. ساکنان اقشار متوسط جامعه هستند که اغلب به واسطه کارخانه نخریسی، فرودگاه و گاراژها در منازل 250 متری سکونت دارند. اواسط دهه 50 محله کوشش از سوی شهرداری مشهد قطعه‌بندی و آسفالت می‌شود و هم زمان قانون ممنوعیت تردد خودروهای سنگین در اطراف حرم مطهر اجرا و گاراژهای خیابان امام رضا به محله کوشش منتقل می‌شود.
سرانجام با دستور شفاهی مقامات ایرانی، نیرو‌های مقاومت پس از خارج کردن مردم از طریق رودخانه کارون، از شهر خارج شدند و این شهر به مدت ۵۷۸ روز به تصرف رژیم بعث درآمد. باوجود این غیورمردان ایرانی پس از ۱۹ ماه تلاش توانستند طی عملیات غرورآفرین بیت‌المقدس این پیام را به ملت ایران مخابره کنند: شنوندگان عزیز توجه فرمایید؛ خونین شهر، شهر خون آزاد شد. این دلنشین‌ترین جمله‌ای بود که در طول سال‌های زندگی‌ام شنیده بودم.
صاحبدلان2 که به نام شهیدعلیرضا روستایی است، با ظرفیت‌ها‌یی که دارد، یکی از کوچه‌های خاص تلگرد است. اهالی می‌گویند زمین‌های آن مربوط به طاهر احمدزاده، نخستین استاندار خراسان‌رضوی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است که خیلی‌ها در این زمین‌ها کار و در خانه‌های خشتی‌وگلی آن زندگی می‌کرده‌اند. کوچه صاحبدلان2 به‌دلیل وجود مراکز درمانی و بیمارستان 22بهمن و همچنین مدرسه و کتابخانه و مسجد، یکی از محدوده‌های شلوغ و پرترافیک این حوالی است.
در گنجینه رضوی 65برگ از قرآن فوق‌‎العاده نفیس به خط بایسنقرمیرزا نگهداری می‌شود که حاوی آیاتی از 53سوره قرآن کریم است.
کرکراق‌خانه مکانی بود که در آنجا پوشاک مورد نیاز پس از خریداری نگهداری می‌شد و به کسی که وظیفه خرید و حفظ و نگهداری پوشاک و اهدای آن‌ها به افراد مختلف و مستحق را در این مکان برعهده داشته، کرکراق یا صاحب جمع کرکراق‌خانه گفته می‌شد. موقعیت مکانی کرکراق‌خانه به‌طور دقیق مشخص نشده است، اما از آنجا که در اسناد، این مکان به‌عنوان زیرمجموعه بیوتات آستانه معرفی شده است، بنابراین می‌توان گفت که این مکان در مجموعه اماکن متبرکه آستان قدس واقع بوده است.
بلدیه ازجمله نهادهای جدیدی بود که فعالیتش را از دوره مشروطه آغاز کرد و در دوران رضاشاه هم گستره خدماتش رو به فزونی گذاشت؛ از شهرسازی و نظافت شهرها بگیرید تا تأمین احتیاجات آن‌ها و توجه به بهداشت عمومی. اسناد باقی‌مانده از آن دوران هم گواهی می‌دهد که بلدیه برای سروسامان دادن بـه وضعیت بهداشت جامعه، تلاشی جدی صورت داده است.