مشهد قدیم - صفحه 34

اعلان فروش خانه تاریخی سالاری بر سردرِ این بنای 100 ساله -و البته ثبتی در پشت باغ نادری مشهد- نصب شده است و سایه تخریب بر سر یکی از خاص ترین بناهای تاریخی مشهد (از نظر نوع معماری سردر) سنگینی می کند و میراث دوستان مشهدی نگران اند که نکند این خانه هم به بلایی که بر سر خانه های حناساب و کوزه کنانی و سایر بناهای تاریخ آمد دچار شود.
کوچه شوکت‌الدوله که به موازات خیابان خسروی‌نو (شهیداندرزگو)، مسیری برای رسیدن به حرم مطهر است، روزگاری در قرق امیراسدالله خان، فرزندان و خاندانش بود.
آشپزها همچنان روزانه تا 30هزار وعده غذا می‌پزند. تبرکی که بیشتر کسانی که حتی یک‌بار در حرم مطهر قدم گذاشته باشند، عطر و بوی غذای حضرت به مشامشان رسیده است. اما واقعا چه‌کسانی این عطر را در هوا می‌پراکنند؟ پشت توزیع روزانه 30هزار وعده غذا چه کسانی هستند؟ ما روز جهانی غذا را بهانه کردیم برای اینکه به پشت‌صحنه تهیه غذای حضرت در دولت‌سرای سلطان راه پیدا کنیم.
صدایش آرامش عجیبی دارد و باانرژی صحبت می‌کند و در همه مدت گفت‌وگو لبخندی دائمی بر صورتش نقش بسته است. شاید لبخند رضایتی است از موفقیت‌هایی که تاکنون به‌دست آورده و شاید لبخندی به نشانه امیدواری به آینده هنرش. آتنا بهادری هجده‌ساله از آن دختران موفق دبیرستانی است که لبخندهایش از رشته تحصیلی‌ و درآمدی که نصیب او کرده است، نشئت می‌گیرد.
زائری که راهی مشهد می‌شود، هیچ‌وقت تصور نمی‌کند در حیاط خانه‌مسافر یا آشپزخانه یا اتاق طبقه دوم آن قربانی ریزش چاه، سقف یا انفجار گاز شود، اما بازخوانی حوادث مکان‌های اقامتی پیرامون حرم مطهر رضوی خبر از این می‌دهد که متأسفانه خلاف این تصور، آمار رخداد چنین اتفاق‌هایی در این محدوده کم نیست. زیرا این اقامتگاه‌ها بافت قدیمی دارند و بسیاری از مالکان همین خانه‌ها بدون استانداردسازی و حتی گرفتن مجوز مسافر می‌پذیرند.
خواجه‌ربیع از علمای صدر اسلام بوده است و صفویان ارادت زیادی به اسلام داشتند اما اطلاعاتشان درباره خواجه‌ربیع محدود بوده است بنابراین شاه عباس از شیخ بهایی کمک می‌گیرد. او نیز به درستی خواجه‌ربیع را به شاه عباس معرفی و او را مجاب می‌کند دستورات لازم برای ساخت گنبد بر آرامگاه وی را صادر کند. شیخ بهایی همچنین به شاه عباس پیشنهاد می‌دهد گنبد سبز را که متعلق به یکی از عرفای شیعه مذهب ذهبیه است بسازد البته تکمیل این گنبد تا زمان شاه عباس دوم به تعویق می‌افتد.
«قدر زر زرگر شناسند، قدر گوهر گوهری» این ضرب المثل معروف، حکایت محمدتقی صفار است که ۹۰۰ سکه تاریخی و باارزشش را به موزه حرم امام رضا (ع) اهدا کرده است. وقتی که بگوییم صفار کارشناس باستان‌شناسی است، ربط این ضرب‌المثل به او را بیشتر درک می‌کنید. این کارشناس ۳۵ سال از عمرش را برای یافتن هرکدام از سکه‌های مجموعه‌اش در سفر یا در بازارچه‌های قدیمی سکه و طلا گذرانده است. سکه‌هایی که هرکدام روند تحول سکه را در دوران‌ها و حکومت‌های مختلف روایت می‌کنند. صفار از تمامی ادوار تاریخی ایران و از تمام شاهانی که بر ایران حکومت کرده‌اند سکه‌ای در مجموعه‌اش دارد. به‌طور کلی مجموعه سکه‌های اهدایی او در فاصله زمانی ۵۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۱۶۱ قمری ضرب شده‌اند. سکه‌هایی که جمع‌آوری و اهدایشان به حرم مطهر رضوی داستان زیبایی دارد.
آن‌ها یک گروه از معلمان مدارس طرق هستند که این ایام پرکارترین روز‌های کاری خودشان را پشت سر می‌گذارند. معلمانی که با درک شرایط دانش‌آموزانشان باور دارند که نمی‌شود محصول شغلت آدم‌ها باشند و نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت ماند. آن‌ها در این ایام کرونا زده که دغدغه خانواده‌ها آموزش فرزندانشان است طرحی نو درانداخته‌اند تا فیلم‌های آموزشی رایگان به دست کودکان طرقی برسد.
در بهاری که نخستین اتوبوس از ایستگاه فلکه شمالی (فلکه بین خیابان طبرسی و شیرازی) راه افتاد، کسی حاضر به سوار شدن نبود. در آن بهار (1318خورشیدی) مردم از اتوبوس‌ها استقبال نکردند و حتی عده‌ای از اعیان حاضر به درشکه سواری بودند، اما پا در اتوبوس نمی‌گذاشتند. مقاومت ابتدایی در سوارشدن به اتوبوس سرانجام بعد از چندماه شکست.
شرایط تازه را می‌پذیرد و قبول می‌کند که به نقاهتگاه بیاید. اکنون همسرش در آسایشگاه بانوان است. کمی آن‌سوتر در سوئیت بانوان روی تختش منتظر رسیدن ناهار نشسته است و خدا را شکر می‌کند که چشمانش دوباره رو به دنیا باز است و می‌تواند به زودی به خانه برود و فرزندان و نوه‌هایش را در آغوش بکشد. مرکز نگهداری بیماران کووید ۱۹ امام رضا (ع) اولین و تنها نقاهتگاه مشهد است که در بولوار سپاه از سوی بهداری شمال شرق فعال شده است.
روزهای 65سالگی‌اش را در کنار کودکان و نوجوانان محله امام رضا می‌گذراند؛ محله‌ای که دوران بازنشستگی‌اش را در آن سپری می‌کند و هنوز هم مانند گذشته به دنبال تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان محله است. «محمدحسن منتظری» از معلمان بازنشسته است که کارنامه‌ای پربار در سال‌های کاری‌اش دارد.
در بهار سال1376 برای اینکه سردر مدرسه در طرح نوسازی و بهسازی اطراف حرم مطهر خراب نشود، در یک جابه‌جایی بزرگ، کل سردر از نقطه اولیه به نقطه دیگری تغییر مکان داد. این طرح نجات‌بخش فقط همان یک‌بار در بافت قدیمی مشهد انجام شد و با وجود موفقیت، دیگر تکرار نشد تا امروز افسوس بخوریم به آنچه که از خانه و مکان‌های تاریخی در نوسازی اطراف حرم مطهر خراب کردیم.
پاکستانی‌هایی که 200سال قبل از کشور همسایه راهی این شهر شدند در مجاورت حرم مطهر ساکن شدند. پرجمعیت، شلوغ و پررفت‌وآمد بودند و خیلی زود توانستند نام محله را در پایین‌خیابان به نام خودشان یعنی «کشمیری‌ها» ثبت کنند. محله‌ای که این روزها فقط نامی از آن باقی مانده است، اما تا همین چهل، پنچاه سال پیش یکی از محله‌های به‌نسبت بزرگ مشهد و خارجی‌نشین به شمار می‌رفت.
زینب آلبوبیری، ساکن محله کوی کارگران است که عشق برایش خلاصه می‌شود در دو چیز؛ مامایی و حضرت امیرالمؤمنین! دو وجه متفاوت شخصیت او به هم پیوند می‌خورد تا دلبستگی‌اش به حضرت امیر را در قالب رشته‌اش نشان بدهد. زینب حدود ۳ سال در هر ماه ۱۰ روز، زیر سایه حضرت پدر زندگی کرده است. اتاقش رو به گنبد مولا بوده و هر صبح با سلام به حضرت به مطب رفته و مشغول ویزیت رایگان بیماران در درمانگاه آستان مقدس علوی شده است.
سال‌های طولانی است که دستی در پخت شله دارند. شله‌ حاج محمد و پسرانش که دستور پختش خانوادگی و کار دست و بدون ابزار مکانیکی است. علی، احمد، محمود و جبار حالا با پا به سن گذاشتن پدر، اجاق شله‌پزی را در محله مهرآباد روشن نگه داشته و نگذاشته‌اند این رسم دیرین خانوادگی فراموش شود. رسمی که حاج محمد سروری‌نیا از پدرش حاج رمضان به ارث می‌برد و معلوم نیست این پخت شله چند پشت در خانواده‌شان رسم بوده است. حاج محمد از مهرآبادی‌های قدیمی و متولد همین محله است و 4پسرش که استاد شله‌پزی هستند، هر سال 6دیگ بر پا می‌کنند و آن را با کیفیتی می‌پزند که خیلی از مهرآبادی‌ها طعم آن را هرچند یک‌بار چشیده‌اند.
«حامد کافی» یکی از ساکنان خیابان ثامن‌الائمه است که توانسته در عملیات‌های زیادی از حوادث جاده‌ای و طرح‌های امداد و نجات نوروزی گرفته تا زلزله بم، حادثه انفجار قطار نیشابور، زلزله کرمانشاه و هزاران عملیات دیگر شرکت کند و جان افراد زیادی را نجات بخشد. او در تمام این ۲۰ سال داوطلبانه در جمعیت هلال احمر استان خدمت کرده و تحصیلاتش را در زمینه مددکاری ادامه داده است.
حرم مطهر رضوی نمایشگاهی مصور از فرهنگ و هنر ایرانی و اسلامی است. کاشی‌هایی زرین‌فام، معرق، هفت‌‏رنگی و زیررنگی با نقوش مختلفی از شمسه‌‏ها و نیم‌شمسه‏‌ها تا نقوش هشت، شش و چهارگوش، گلدانی، ستاره‌‏ای، ناودانی و... جلوه بصری خاصی به حرم بخشیده‌ و معنویت این مکان نورانی را دوچندان کرده‌اند.
یکی از ساده‌‏‏ترین و در عین حال کوچک‏‏‌ترین مساجد تاریخی مشهد، مسجد امام حسن مجتبی(ع) در عیدگاه است که با وجود سادگی و بی‏‏‌آلایشی، تاریخچه‌ای عجیب در پس آن پنهان است.
افشار لاهوری‌ها کسانی بودند که با شمشیر زدن و نشان دادن شجاعت، خودشان را به نادرشاه اثبات کردند و شدند فرمانروای قندهار و کابل، اما همه هنر آن‌ها دلاوری و جنگاوری نبود. آن‌ها بعد از مدتی از بخش غربی خراسان بزرگ (افغانستان کنونی) مهاجرت کردند و به بخش شرقی آمدند و سال۱۲۸۱ هجری‌شمسی در چهارباغ مشهد ساکن شدند. هنر خیاطی به کمکشان آمد و یکی از پسران اکبرخان به نام محمد ابراهیم، خیاط کنسولگری شد که همگان او را به نام «ابراهیم‌خان خیاط» می‌شناختند.
صدای اذان که بلند می‌شد چادر گلداری که برایش دوخته بودم، سرش می‌کرد و جلوتر از من به مسجد محله می‌رفت تا اینکه آن روز نحس فرا رسید. در خانه با همسرم مشغول صحبت بودیم که محدثه آمد و تکه نانی برداشت. بعد از آن دیدم دخترم سراسیمه به طبقه بالا می‌دود. ما به دنبالش رفتیم که دیدم چهره دخترم سیاه شده است. هرچه سعی کردیم دهانش را باز کنیم نتوانستیم.