کد خبر: ۱۵۶۰۱
۱۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
سید ‌روح‌الله لسان‌طوسی

نوای دل‌نواز مادر، سرآغاز مسیر نورانی سید‌روح‌الله لسان طوسی شد

سید‌روح‌الله لسان طوسی هم قاری قرآن است و هم عضوی از گروهی که در دنیای تواشیح، حرف‌ها برای گفتن دارد. کسب افتخارات استانی و کشوری و اجرا در فضا‌های معنوی آن سوی مرز‌های سرزمینمان، گواه آن است که او در رساندن زبان مشترک معنویت به گوش جهانیان موفق بوده است.

صدایش که در فضای صحن و سرای حرم امام‌رضا (ع) می‌پیچد، انگار زمان برای لحظاتی از حرکت باز‌می‌ایستد. همان طنین گرم و آشنایی که حالا از مرز‌های جغرافیایی محله، شهر و کشور عبور کرده و به سرزمین‌های اسلامی رسیده است.

نام سید‌روح‌الله لسان طوسی، اهل محله آزادشهر، با دو توانمندی آمیخته با قداست گره خورده است. او هم قاری قرآن است و هم عضوی از گروهی که در دنیای تواشیح، حرف‌ها برای گفتن دارد. کسب افتخارات استانی و کشوری، همچنین اجرا در فضا‌های معنوی آن سوی مرز‌های سرزمینمان، گواه آن است که او در رساندن زبان مشترک معنویت به گوش جهانیان موفق بوده است.

با همه این توصیفات، لسان طوسی فارغ از تمام آن تریبون‌های بین‌المللی و صدای تشویق‌ها، وقتی به خانه و محله پا می‌گذارد، همان سید‌روح‌الله ساده‌ای است که قصه‌اش را باید از پشت پرده تواضع و فروتنی شنید.

 

از خانه به مسجد در سایه قرآن

اوایل دهه ۶۰ در یکی از خانه‌های نزدیک به حرم مطهر که عطر نور و کلام خدا در آن موج می‌زد، به‌دنیا آمد. از همان روز‌هایی که دست چپ و راستش را شناخت، خانه پدری برایش نه‌فقط یک سرپناه، که کلاس درس و آموختن بود. مادرش فرجام‌بانو، قاری قرآن بود. هر شنبه با طنین نجوا‌های قرآنی جلسات زنانه، خانه آنها رنگ معنویت می‌گرفت.

سیدروح‌الله در دامان چنین مادری، روح و جانش با کلام وحی گره خورد. این ریشه‌های معنوی، خیلی زود او را در نوجوانی به مسجد امام حسن‌مجتبی (ع) در خیابان امام‌رضا (ع) کشاند. مسجدی که به گفته خودش «آقای شهید ایران، در سال‌های قبل انقلاب و اوایل انقلاب هر ماه رمضان در آنجا جلسه تفسیر قرآن داشتند.»

با پیوستن او به گروه‌های قرآنی هم‌سن‌وسال، بذر کوچک عشق به کتاب الهی در قلبش به درختی مبدل شد. او تعریف می‌کند: بچه‌تر که بودم، همیشه گوشه چادر مادرم را می‌گرفتم و در جلسات قرآنی که با زنان همسایه راه انداخته بود، می‌نشستم. گاهی بدون اینکه معنای کلمات را بدانم با آنها تکرار می‌کردم و از شنیدن آیاتی که خوانده می‌شد، لذت می‌بردم.

 

خانه کوچه سرشور قاری‌پرور بود

سعید بیژنی، استاد قرآنی است که نه‌تنها در قاری‌شدن سیدروح‌الله که در پیوستن او به گروه تواشیح نقش پررنگی داشت. او از روزگار کودکی می‌گوید که در محافل قرآنی خانه پدری استاد‌بیژنی در کوچه سرشور با چند نوجوان هم‌سن‌و‌سال شرکت می‌کرد. همان زمان بود که با چند تن از دوستان تصمیم گرفتند محفل قرآنی کوچکی در خانه یکی از دوستانشان به نام هاشم حبیبی راه‌اندازی کنند. این محافل ابتدا صبح جمعه‌ها و بعد‌ها شنبه‌شب‌ها نوجوانان محله را دور هم جمع می‌کرد.

او از خروجی خوب آن جلسات با مدیریت سعید بیژنی می‌گوید. نخبه‌های قرآنی، چون شهیدمحسن حاجی‌حسنی‌کارگر، جواد کاشفی و... که بعد‌ها در زمره قاریان بین‌المللی شدند، از تربیت‌یافتگان آن جلسات بودند.

لسان طوسی از جمعه‌های شاد قرآنی، صبحانه دورهمی بعد از جلسه تلاوت کلام وحی و فوتبال دسته‌جمعی آن روز‌ها که بخشی از خاطرات خوش کودکی و نوجوانی او را رقم زد، می‌گوید.

 

سید ‌روح‌الله لسان‌طوسی

 

یک ربع تلاوت در جمع اساتید

‌دوران نوجوانی سیدروح‌الله با طنین آیات قرآن و حضور در جلسات قاریان برجسته گره خورد. از روز‌هایی می‌گوید که حضور درکنار استادان بزرگ، نه‌تنها اعتماد‌به نفسش را بهتر می‌کرد، بلکه انگیزه‌ای مضاعف برای ادامه مسیر به او می‌بخشید. او برکت این مسیر را مدیون آشنایی با مرتضی شرعی نژاد می‌داند که در دوران نوجوانی، نقش راهنما را برای او داشت و مشوقش بود.

روح‌الله لسان طوسی می‌گوید: با استاد شرعی‌نژاد در یکی از محافل قرآنی آشنا شده بودم. ایشان اسباب حضور در محافل قرآنی بزرگان و آشنایی با قاریان بین‌المللی را فراهم کردند.

گاهی بدون اینکه معنای کلمات را بدانم با آنها تکرار می‌کردم و از شنیدن آیاتی که خوانده می‌شد، لذت می‌بردم

میانه گفت‌و‌گو ریسمان خاطرات لسان طوسی به گذشته گره می‌خورد. او درحالی‌که لبخندی به لب دارد، روزی را به یاد می‌آورد که برایش خاطره‌ای به‌یادماندنی شده است؛ تعریف می‌کند: چهارده‌پانزده‌سال بیشتر نداشتم که شبی همراه آقای شرعی نژاد به محفل قرآنی مرحوم حسن‌زاده، از قاریان بنام مشهد رفتیم. آن شب آقای حسن‌زاده از من خواست تلاوت کنم.

تصمیم گرفتم تلاوت سیف‌زاده، شاگرد ایشان را که نفر برتر مسابقات مالزی بود، تکرار کنم. منِ ناآشنا به چنین فضایی شروع به تلاوت کردم. کمی که طولانی شد در میان سکوت و الله و ماشاءالله‌گفتن‌ها متوجه نگاه‌های سنگین مستمعین شدم، اما صدق الله العلی‌العظیم به زبانم نمی‌آمد تا اینکه استاد حسن‌زاده که درمیان قاریان به شوخ‌طبعی معروف بود، گفتند «بهتر است کلید مسجد را بدهیم به آقاروح‌الله. تلاوت را که تمام کرد، در را ببندد برود!» 

با این جمله صدای خنده جمعیت بلند شد، اما من مصمم و با اعتماد‌به‌نفس تا پایان ادامه دادم. آن شب یک‌ربع از زمان محفل به تلاوت من تازه‌وارد گذشت. بعد‌ها متوجه شدم تلاوت در این محافل باید کوتاه باشد تا دیگران هم فرصت تلاوت داشته باشند.

 

از اجرای خودمانی تا دعوت به درالقرآن حرم

روزگار کودکی و نوجوانی سید‌روح‌الله در فضا‌های معنوی و قرآنی سپری می‌شد، اما ایستادن در صف تواشیح‌خوان‌ها از آرزو‌های دیرینه‌اش بود. او که مسیر زندگی را با نوای آسمانی پیوند زده است، از تجربه تک‌خوانی در گروه تواشیح مدرسه‌اش می‌گوید؛ خاطراتی از دوران مدرسه و آقای سحابی، معلم تاریخ که استعدادش در این هنر را کشف کرد. با انتخاب سید‌روح‌الله به‌عنوان تک‌خوان گروه، نخستین جرقه‌های حضورش در گروه‌های تواشیح در بزرگ‌سالی زده شد. بعد از آن بیشتر در محافل قرآنی شرکت می‌کرد و به تمرین تلاوت کلام وحی می‌پرداخت.

نقطه عطف زندگی معنوی سیدروح‌الله در سال‌های۸۴ و ۸۵ رقم خورد؛ زمانی که به پیشنهاد استاد‌بیژنی با حضور چند نفر از دوستانش در جلسات قرآنی دوران نوجوانی، گروه تواشیح گروه عروه‌الوثقی شکل گرفت.

تعریف می‌کند: آن زمان استاد علاوه‌بر محافل قرآنی شنبه‌شب‌ها در خانه پدری‌اش، گروه تواشیح فدک‌الزهرا (س) را هم مدیریت می‌کرد. با راه‌افتادن گروه تواشیح عروه‌الوثقی گاهی به درخواست خودمان در محافل قرآنی استادانی، چون آقایان پناهی و حسن‌زاده اجرا داشتیم. البته بعضی مواقع هم به این محافل دعوت می‌شدیم، اما اوج این مسیر وقتی بود که بعد سه سال برای اجرای برنامه در دارالقرآن حرم دعوت شدیم.

 

سفر حج، پاداش کار گروهی عروه‌الوثقی

لسان طوسی با مرور خاطرات، روز‌هایی را به یاد می‌آورد که اجرا‌ها در دارالقرآن حرم، زیر سقف برزنتی و در‌میان جمعیت زائران، حال‌وهوای متفاوتی داشت. او می‌گوید: خاطرم هست اولین اجرای گروه ما در دارالقرآن حرم برای زائران، قطعه «بِنبی‌ّ‌عربیٍ» بود که آن را به تقلید از یکی از گروه‌های مطرح تهرانی اجرا کردیم و مورداستقبال حاضران قرار گرفت.

به گفته او، اجرای سال‌های نخست بیشتر تقلیدی بود و از گروه‌های تواشیح مطرح کپی‌برداری می‌شد، اما بازخورد‌های خوبی داشت که سبب می‌شد او و هم‌گروهی‌هایش جرئت پیدا کنند به فضای رقابتی مسابقاتی که از‌سوی سازمان اوقاف برگزار می‌شد، پا بگذارند.

لسان‌طوسی تعریف می‌کند: استاد‌بیژنی بعداز مدتی که گروه را سروسامان داد، از ما جدا شد. تا قبل از آن اجرا‌های ما در محافل قرآنی و دارالقرآن حرم برگزار می‌شد. این حضور‌ها و بازخورد‌های خوب به ما انگیزه‌ای داد تا تصمیم بگیریم در مسابقات تواشیح‌خوانی که هر‌سال از‌سوی سازمان اوقاف برگزار می‌شود، شرکت کنیم. حضور در مسابقات اوقاف بالاترین سطح مسابقات تواشیح بود و خروجی‌اش انتخاب گروه‌های برتر به عنوان گروه بین‌المللی و اجرا در دیگر کشور‌های اسلامی و هدیه نفرات برتر، سفر حج بود.

اعضای گروه عروه‌الوثقی که با نیت رسیدن به موفقیت، قدم در این راه گذاشته بودند، در کمتر از دو سال موفق شدند در زمره بهترین گروه‌های تواشیح کشور قرار گرفته و سال ۹۱ یک سفر حج هدیه بگیرند.

 

شکل‌گیری گروه جدید تواشیح برای اجرا در حرم

بعد از سفر حج، کم‌کم انگیزه گروه عروه‌الوثقی برای حضور در مسابقات سالانه کم‌رنگ شد، اما گروه بزرگ‌تری از برترین‌های تواشیح‌خوانی به همت سیدروح‌الله و دوستانش شکل گرفت که اجراهایش در‌زمره اجرا‌های پرآوازه در حرم مطهر قرار گرفت؛ گروه بین‌المللی تواشیح امام‌رضا (ع) که بیست‌و‌چهار عضو دارد و حالا در مناسبت‌های مختلف در حرم مطهر اجرا می‌کند.

 

از اوج تواشیح‌خوانی تا گام‌نهادن به قله قرائت

سیدروح‌الله با گروه تواشیح عروه‌الوثقی در مسابقات کشوری اوقاف به قله رسید؛ جایی که پاداش هنر، سهمیه حج و اجرا در محافل بین‌المللی بود. او با همان روحیه بی‌قرار، پس از رسیدن به این جایگاه، راه را برای نسل‌های نو هموار کرد تا آنها هم طعم حضور در سفر‌های معنوی و اجرا در آن سوی مرز‌ها را بچشند. او با گذر از فضای رقابتی تواشیح، تصمیم گرفت مسیر قرآنی را که از کودکی و نوجوانی شروع کرده بود، جدی‌تر از گذشته پی بگیرد.

تعریف می‌کند: زمانی که در گروه تواشیح بودم، هدفم رسیدن به اوج در آن مسیر بود. بعد رسیدن به آنچه در طلبش بودم، با فراغ بالی که پیدا کردم، تصمیم گرفتم در مسابقات قرائت قرآن که از سوی سازمان اوقاف برگزار می‌شد، شرکت کنم. اولین بار سال ۱۳۹۲ در مسجد آیت‌الله فقیه‌سبزواری تا فینال رقابت رفتم.

سیدروح‌الله در سال ۱۳۹۴ با تشویق‌های مسعودبیژنی، برادر استاد سعید بیژنی، دوباره عزم مسابقات کرد و در رقابتی که با هدف بزرگداشت قاریان شهید منا برگزار می‌شد، شرکت کرد. او درمیان رقبایی که اغلب قاریان بین‌المللی بودند، نه‌تنها به فینال رسید، بلکه با اختلاف ۴امتیاز، رتبه برتر آن رقابت‌ها را از آن خود کرد.

زمانی‌که در گروه تواشیح بودم، هدفم رسیدن به اوج در آن مسیر بود و تصمیم گرفتم در مسابقات قرائت قرآن شرکت کنم

آقا سیدروح‌الله در مورد آغاز مسیر آموزش قرآن به نسل جدید می‌گوید: به اصرار دوستانی در محله گاز، قرار شد چند شب به عنوان استاد جلسه در دوره‌های قرآنی که ویژه نوجوان برگزار می‌شد، حاضر شوم. مسیر طوری ادامه پیدا کرد که هنوز هم به آن جلسات می‌روم و اشتیاق بچه‌ها به قرآن‌آموزی من را هم سر ذوق می‌آورد.

قاری محله ما در مورد یک اتفاق خوب در زندگی معنوی‌اش می‌گوید:افتخار مؤذنی نماز مغرب و عشا یکشنبه‌شب‌ها، توفیقی از جانب امام‌رضاست که نصیب بنده شده است؛ آرزویی که از نوجوانی در دل داشتم.

 

سید‌روح‌الله لسان طوسی

 

تواشیح‌خوانی روبه‌روی ناودان طلا

-به‌جز سفر آخرتان به مکه به چه کشور‌هایی سفر کرده‌اید؟

قبل از حضور در مسابقات کشوری، سفر‌هایی به پاکستان و تانزانیا داشتم. این سفر‌ها به درخواست رایزن فرهنگی کشورمان در آن کشور‌ها و برای اجرا در محافل قرآنی در ماه مبارک رمضان انجام می‌شد. همچنین به کشور‌های ترکیه، عراق، تاجیکستان برای اجرا دعوت و به عنوان قاری و عضو گروه تواشیح آنجا حاضر شده‌ام.

-شیرین‌ترین خاطر‌ه از سفر‌های معنوی‌تان را برای ما بیان کنید.

سفر سی‌روزه حج تمتع در سال‌۹۱ که در مدینه و مکه برنامه داشتیم، بهترین سفرم بوده است. بودن در‌کنار بزرگان تلاوت قرآن و تواشیح‌خوانی و اجرا در طبقه دوم مسجدالحرام که درست رو‌به‌روی ناودان طلا قرار داشت، بسیار لذت‌بخش بود؛ به‌خصوص اجرا‌های قبل از مناسک حج از بهترین و شیرین‌ترین خاطرات آن سفر است.

-در مسیر قرآنی شما چه اتفاقاتی اثرگذار بوده است؟

حاج‌آقا صرافیان، امام‌جماعت مسجد امام حسن‌مجتبی (ع)، در جذب نوجوان و جوانان مسجدی بسیار تأثیرگذار بود. در سفری که همراه نوجوانان مسجدی به شیراز رفتیم، در دیدار با مرحوم آیت‌الله حائری، امام جمعه آن شهر، تلاوت کردم؛ آن اجرا و تشویق‌ها به من انگیزه پررنگی برای ادامه این مسیر داد. همچنین استادانی، چون شرعی‌نژاد، بیژنی، روغنی و حسن‌زاده، مسیر قرآنی جوانان بسیاری مانند من را در دهه‌های گذشته هموار کردند. اینها شواهدی است که نشان می‌دهد بزرگان هر محله می‌توانند در خط‌دهی به نوجوانان و جوانان بسیار مؤثر باشند.

 

* این گزارش پنج‌شنبه ۱۶ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۵ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام