منطقه ۱۰ - صفحه 91

منطقه ۱۰

منطقه مهندسی‌ساز

قرارگرفتن در یکی از مبادی ورودی پرتردد شهر (بزرگراه آزادی)، آب‌وهوای مناسب، ساخته‌شدن معابر و ساختمان‌های منطقه براساس اصول و ضوابط شهرسازی، وجود قطعات به‌نسبت زیاد زمین‌های با کاربری فضای سبز و در نتیجه برنامه‌ریزی برای افزایش سرانه فضای سبز، منطقه ۱۰ را به منطقه‌ای خوش‌نشین و مملو از مجتمع‌های مسکونی تبدیل کرده است. این منطقه به‌دلیل در بر گرفتن تعداد زیادی از مجتمع‌های تفریحی آبی و استخر‌های سرپوشیده، به منطقه تفریح‌های آبی مشهد معروف شده است. ویژگی دیگر منطقه ۱۰ وجود مراکز درمانی مجهز مانند بیمارستان رضوی، بیمارستان عباس ناظران و... در آن است که به گردشگری سلامت در این منطقه رونق می‌بخشد. قرارگرفتن شهر سنگ و همچنین تعداد زیادی واحد‌ صنعتی در این منطقه ظرفیت اقتصادی مناسبی را برای تولید و رونق اقتصادی در این منطقه ایجاد کرده است.
این منطقه با داشتن شماری از دانشگاه‌های مهم، یکی از قطب‌های علمی و دانشگاهی در مشهد است. در مساحت ۲۳۳۳ هکتاری منطقه ۱۰ شهرداری مشهد ۲۹۷ هزار نفر زندگی می‌کنند.

تقی تاجیک به‌خاطر اعتراضی کوچک در دوران اسارت، توسط بعثی‌ها شکنجه شد و سرانجام به شهادت رسید.
منصوره کاظمی خانم خانه‌داری است که بعد از چهل سالگی تصمیم می‌گیرد برای پیشگیری از فرسودگیِ ناشی از دوران سال‌خوردگی، به‌صورت جدی ورزش کند. او در مسابقات مختلف شهری شرکت کرد و مقام نیز آورد.
در خیابان شهیدحشمتی‌۳ انواع کاربری ورزشی، فرهنگی و مذهبی، فضای سبز و آموزشی قرار دارد؛ با‌این‌حال کاربری ورزشی، در این خیابان غالب است.
رزمنده‌ها «موسی پیرگزی» را به‌نام «حاجی‌عرب» می‌شناختند. او با آغاز جنگ تحمیلی، در سال ۵۹ و در بیست‌وهشت‌سالگی به جبهه رفت و تا زمان آتش‌بس، درمجموع ۸۶ ماه خدمت کرد. همسرش ربابه شریعتی هم پا به پای او در پشت جبهه حضور داشت.
فاطمه گوهری، دانش‌آموز سال آخر هنرستان و مخترع محله حجاب است. او که یک اختراع را به جشنواره کشوری خوارزمی فرستاده و ایده‌های زیادی نیز در سر دارد اما نبود حامی او را دلسرد کرده است
سحر وزیری و امیر ارجمند، زوج موفق و ورزشکار محله ولیعصر، هستند که ورزش را از کودکی و نه برای تناسب اندام بلکه به خاطر سلامتشان دنبال کرده‌اند و حالا ورزش حرفه اصلی‌شان نیز هست.
نوروز سال‌۶۶ بود. رضا دو‌سه‌روزی آمد برای عیددیدنی پدر و مادر و بعد هم عازم جبهه شد. مادرم، بتول‌خانم، یک کاسه آب پشت سرش ریخت تا مسافرش سالم برگردد، غافل از اینکه این رفتن بازگشتی ندارد.