شهید - صفحه 25

رضا رضوانی، سربازی که آبان سال گذشته در پایش مرزی سیستان و بلوچستان به شهادت رسید، به پدر و مادرش قول داده‌بود باعث افتخارشان شود.
فرهنگ‌سرای خادم‌الشریعه در سالروز عملیات عاشورا میزبان دورهمی خانواده‌های رزمندگان بود.
حسین افتخاری که به‌دلیل سن کم، اجازه شرکت در جنگ را نیافته بود، به عشق شهدا به گروه‌های تفحص پیوست و با برقراری ارتباطی روحی با شهدا توانست پیکر ۳‌هزار شهید را شناسایی کند.
«اسماعیل جنگی» حالا هم‌نام پدرش است، جوان سی ساله ای که تا چشم به این دنیا باز کرده، سایه پدربزرگ و مادربزرگ را بر سر خود دیده است، درحالی‌که پدرش چند ماه پیش از تولد او، در منطقه عملیاتی مهران و عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید‌ه بود.
اهالی محله انقلاب همسر شهید غلامحسن رحیمی را بانی بسیاری از کار‌های خیری می‌دانند که در محله انجام می‌شود. 
به بولوار امت که قدم بگذاری و قصد کوچه بیست‌و‌سوم را کنی، اولین چالشی که با آن روبه‌رو می‌شوی، تابلونداشتن این کوچه است؛ مشکلی که گریبان معابر هم‌جوار و فرعی‌اش را هم گرفته است.
هفت سال از  زمانی که مجتبی، گلشهر را  به نیت مبارزه با نیرو‌های تکفیری داعش در سوریه ترک کرد، می‌گذرد. او در دومین اعزام در منطقه خان طومان به شهادت رسید، اما پیکرش بازنگشت.
کانون فرهنگی هنری شهید بصیر در بولوار توس فعالیت‌های متفاوتی انجام می‌دهد که شاید در هیچ کجای شهر تا به حال ندیده باشید. ایجاد کتابخانه و جمع‌آوری اسناد جنگ تحمیلی از جمله این فعالیت‌هاست.
موزه کوچک جنگ ایده تازه متولی و فعال فرهنگی مجموعه بیت‌العباس (ع) است. با تصویری از شهدای محله و حریم حرم. موزه، داستان انتظار و جنگ است. انتظار مادری که در کنار روزمرگی‌های مادرانه گوش به زنگ خبری از پسرش است.
شهید جواد اسماعیل‌پورطرقی که ۹ سال مفقودالاثر بود در وصیت نامه خود نوشته است: از برادران و خواهران خویش می‌خواهم در شهادتم گریه نکنند. شاد باشید که من با عروس زیبای شهادت، ازدواج کرده و به آرزوی دیرینه خود رسیده‌ام.
چهل سال از شهادت جواد شیری سرشوری می‌گذرد، جواد ۱۷ سال داشت که در جزیره مجنون به شهادت رسید و خانواده‌اش بعد از این همه سال، هنوز رفتنش را باور ندارند. در خیابان صدف کوچه‌ای به نام این شهید مزین شده است.
در کوچه شهید‌اعتمادی‌۴ خبری از همهمه و شلوغی نیست. از مهم‌ترین ویژگی‌های این کوچه، نشانه‌هایی است که از گذشته تا امروز باقی مانده‌اند؛ مسجدی با عمر حدود نیم‌قرن و کوچه‌پس‌کوچه‌های شیب‌دار.
شهید غلام‌محمد وحیدکَش در نیروی هوایی ارتش، به عنوان یک چترباز خدمت می‌کرده است. در یکی از حملات، جایی در میان آسمان و زمین، تیری قلبش را نشانه می‌گیرد.
تیم فوتبال شهید محدث یکی از قدیمی‌ترین تیم‌های فوتبال مشهد است که هنوز پابرجاست. این تیم در ابتدا به نام تیم برق شناخته می‌شد.
اهالی عکس شهیدانشان را در روز‌های برگزاری روضه می‌آورند و داخل دکور می‌گذارند و دیگر آن را نمی‌برند. آن‌ها می‌گویند چه جایی بهتر از اینجا.
زینب مولوی، مادر ۸۲ ساله شهیدان ساقی باوجود مصایبی که دیده دلی جوان و روحیه‌ای تحسین‌برانگیز دارد. فرزند دومش جانباز است، دیگری شهید مأموریت سپاه، فرزند چهارم شهید دفاع‌مقدس و فرزند ششم جانباز و آزادۀ دفاع‌مقدس.
با اینکه به‌طورمعمول انتظار شهادت فرزند اسیرش می‌رفت، اما مادر در فاجعۀ جمعۀ خونین مکه توسط رژیم آل‌سعود به شهادت رسید. سیداصغر موسوی، فرزند ۵۴ سالۀ شهیده بی‌بی‌طاهره سروری ۳ سال پس ازشهادت مادر به وطن بازگشت.
عباس آرانیان می‌گوید: از سال ۱۳۹۶ تاکنون افزایش چشمگیری در تعداد راویان به‌ویژه راویان جوان داشتیم، به‌طوری‌که سبب شد از سال ۱۴۰۰ راویان خانم نیز به مجموعه اضافه شوند.
محله رضائیه حدود ۳۵ شهید دارد که گویا بیشترشان نوجوان و جوان بودند. سیدعلی طاهریان یکی از رزمندگان رضاییه از غیرت نوجوانان و جوانان می‌گوید.
مادران شهدا هر کدام تجربیات متفاوتی دارند، اما وجه اشتراک همه‌شان سال‌های سختی است که بدون فرزندانشان پشت‌سر گذاشته‌اند؛ رنج‌هایی که با عمق جانشان لمس کرده‌اند.