شهید - صفحه 25

فرخ‌لقای نداف، مادر شهید اکبر خراشادی، بانویی انقلابی است که همیشه پا به پای همسر و فرزندانش در رویدادهای انقلاب شرکت داشته است.
حوریه اهرابی، مادر شهید رحیم علی‌اکبری می‌گوید: ۱۵ سال انتظار سخت است. بعد از عملیات کربلای ۴ هربار که تماس می‌گرفتم یک جواب درست و حسابی به من نمی‌دادند. یک‌بار می‌گفتند اینجا نیست، دفعه بعد می‌گفتند تازه رفته بیاید.
شهید سیدعبدالله نصرالله زاده‌جوان، در نوجوانی عازم جبهه‌ شد و عاقبت در ارتفاعات شمال غرب کشور و در عملیات نصر۸ با شهادت، نام خود را جاودانه کرد.
مادر شهید می‌گوید: یک روز با یکی از شهدا درد‌دل کردم و گفتم درست نیست منِ مادر این‌طور سر‌درگم باشم و پسرم جا و مکان نداشته باشد. به یک هفته نکشید که گفتند پیکرش پیدا شده است.
آن‌ها می‌خواهند که مردم شهیدشان را بشناسند، بدانند که شهید منوچهر فدائی‌مقدم چطور از پشت نیمکت‌های مدرسه خودش را به جبهه رساند، چه مرامی داشت و وقتی پدرش با جبهه‌رفتنش مخالفت کرد چگونه با گفتن از حضرت علی‌اکبر دل پدر را راضی به رفتن کرد.
حسن ضیایی‌نیا خاطرات مشترکی با دانشمند شهید مجید شهریاری دارد. می‌گوید: هرچه از دانش شهید بگویم کم گفته‌ام؛ ایشان در توسعه تحقیقات قدرت هسته‌ای ایران پیش‌رو بوده است.
مادر شهید خراشادی‌زاده از خواب پرمعنایش می‌گوید که فرزند شهیدش به خوابش می‌آید و اصرار می‌کند «این مراسمی که می‌خواهید در خانه برایم برگزار کنید، ببرید در حرم برگزار کنید.»
مادر شهیداحمد اسکندری‌فر که هیچ نشانی از فرزندش نداشت بعد از ۹ سال چشم انتظاری خواب شهید را می‌بیند که به او می‌گوید: «مادرجان، از انتظار دَرَت می‌آورم».
کل زمانی که شهید حسین محرابی در جبهه بود، ۷۵ روز بیشتر نشد. در تمام این ۷۵ روز هربار که حرف می‌زدیم، از برکات جبهه و حضور در میدان آزمایش، سخن به‌میان می‌آورد.
هفت‌ شماره تماس در اختیار داریم که همه از خانواده شهدای دهم دی‌ماه هستند. شهدایی که اکنون خانواده‌های آن‌ها در منطقه یک مشهد ساکن هستند.
ماشاالله نیک‌فرد در تظاهرات ۹ دی ۵۷ به شهادت رسید و پسرش حسن نیک‌فرد در عملیات ثامن‌الائمه (ع) جنگ تحمیلی پرکشید. وقتی حسن برای رفتن به خدمت سربازی اقدام کرد، به او گفته بودند شما می‌توانید معافیت بگیرید، اما او قبول نکرد.
نیره آل‌سیدان دختر دانش آموز جوان و انقلابی است. او همسر شهیدش سیدعلی‌اکبر رضوی، دانش‌آموز و طلبه جوانی است که با سن کم، وارد فعالیت‌های انقلابی می‌شود و درجریان سال‌ها مبارزه، حرکت‌های انقلابی بسیاری را هدایت و رهبری می‌کند.
صندلی آزمون شهید حمید رجبی‌مشهدی را با گل و عکس شهید تزیین کردیم. مسئولان برگزاری کنکور و دانش‌آموزان هم یاد و خاطره او را گرامی داشتند و قبل از شروع آزمون، فاتحه‌ای برایش خواندند.
روزی که حسین حسینی به‌عنوان امدادگر افتخاری عازم جبهه‌های جنوب شد، شهادتین را زیر لب زمزمه کرده بود، اما قسمتش فقط جاماندن یک پا در خاک جبهه بود.
یک روز که محمدهادی حسینی به همراه پدر در حیا‌ط مسجد ایستاده بود، آیت‌الله سبزواری می‌گوید: «در آینده این کودک، روز‌های خوبی می‌بینم. مراقب او باشید؛ او یکی از سربازان امام‌زمان (عج) است.»
انسیه هراتی همسر شهید محمدحسین کریمی و خواهر شهید احمد هراتی می‌گوید: همسرم وصیت کرد که اگر شهید شد، او را در قوچان دفن نکنیم و جنازه‌اش را به مشهد بیاوریم.
غلام‌رضا قدسی نخستین شهید انقلاب محله آبکوه بود که ۲۶ آبان سال ۱۳۵۷ و در چهارراه شهدا به شهادت رسید. او همیشه در سخنرانی‌های بزرگان انقلاب، ضبطی روی دوشش می‌گذاشت و سخنرانی‌ها را ضبط می‌کرد.
جواد آخوند‌زاده، قاری قرآن و برادر شهید جعفر آخوند‌زاده، علاوه بر روایت داستان زندگی برادر شهیدش، خاطرات خوبی هم از مرحوم آیت‌الله عبدالرضا حائری عباسی دارد.
پری حشمتی‌فر، مادر شهید نوجوان «مهدی دهستانی» است که فرزندش در نهم دی سال ۵۷ و در روزی که به شنبه خونین معروف است، به شهادت رسید.
حسین هریری در فنون رزمی و جنگی جدید و تخریب تبحر داشت و زمان شهادت، سمتش فرمانده تخریب قرارگاه فاطمیون بود.